محمد ابراهيم آيتى
621
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
و توشهء سفر خواستند ، تا در كار جهاد شركت كنند ، چون رسول خدا گفت : چيزى ندارم كه شما را بدان وسيله سوار كنم ، گريان و اسفناك و پريشان خاطر از نزد وى بيرون رفتند . اسامى اين هفت نفر را بدين ترتيب نوشتهاند : 1 - سالم بن عمير ( از بنى عمرو بن عوف ) . 2 - علبة بن زيد ( از بنى حارثه ) . 3 - أبو ليلى : عبد الرّحمن بن كعب ( از بنى مازن بن نجّار ) . 4 - عمرو بن حمام بن جموح ( از بنى سلمه ) . 5 - عبد اللّه بن مغفّل ( از بنى مزينه ) . 6 - هرمىّ بن عبد اللّه [ 1 ] ( از بنى واقف ) . 7 - عرباض بن ساريه ( از بنى فزاره ) . دربارهء همينان نزول يافت : « و نيز حرجى نيست بر آنان كه چون نزد تو آيند تا سوارشان كنى ، گويى : چيزى به دست ندارم كه بدان وسيله سوارتان كنم . و در حالى از نزد تو مىروند كه از اندوه آن كه چيزى براى خرج كردن ندارند ديدگانشان اشكبار است » [ 2 ] . ابن اسحاق مىنويسد كه : « يامين بن عمير بن كعب نضرى » ( از مؤمنان أهل - كتاب ) « أبو ليلى : عبد الرحمن بن كعب » و « عبد اللّه بن مغفّل » را ديد كه گريه مىكنند . گفت : چرا گريه مىكنيد ؟ گفتند : نزد رسول خدا رفتيم تا ما را وسيلهء سوارى دهد ، چيزى به دست ما نيامد و خود هم وسيلهاى براى حركت نداريم . « يامين » شتر آبكش
--> [ 1 ] - طبقات ، ج 2 ، ص 165 و امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 448 : حرمىّ بن عمرو . و در طبقات بجاى شمارهء 4 و 5 : عمرو بن عنمه و سلمة بن صخر را آورده و گفته است : بنا بر بعضى از روايات : عبد اللّه بن مغفّل و معقل بن يسار هم جزء آنان بودهاند . امتاع الاسماع ( ج 1 ، ص 448 ) : بجاى شمارههاى 4 و 5 ، سلمة بن صخر و ثعلبة بن غنمه را نام برده است . [ 2 ] - توبه ، 92 ( سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 161 . م . ) .